تبليغاتX
صدای دانشجو دانشگاه آزاد شهر ری

 پشت پرده ی اتفاقات اخیر دانشگاه از

 پخش شب نامه علیه اساتید

تا سخنرانی قاضی سعیدی برای صندلی ها

( پیش نوشت: بعلت اتفاقات مهم و ریز و درشتی که در این هفته در دانشگاه رخ داده متاسفانه این پنجشنبه از ری لند خبری نیست و شما می تونید ری لند هفته ی پیش را دوباره بخونید یا اینکه اخبار زیر را که با کمی طنز مخلوط گردیده و عصاره ی آن ؛ که برگرفته از حقیقت است و در اختیارتان قرار گرفته است را بخوانید . )

۹ خبر + ۹ برداشت از وقایع هفته ی پیش دانشگاه

در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت توسط دانشجو1 |

 ری لند 3

اطلاعات بدست آمده توسط سربازان گمنام صدای دانشجو از مکالمات سربازان گمنام ری لند

لازم به ذکر است که نوشته ی زیر ادامه ی داستان ری لند نیست و این نوشته توسط دوربین و شنودی که در دفتر حراست از ری لند مخفیانه کار گذاشته بودیم ضبط شده و ما تنها مکالمات بین طاس میرزا (رییس حفاظت از ری لند) و گند نیت (رییس حراست از ری لند) را برای آگاهی شما دوستان در وبلاگ قرار دادیم و ادامه ی قسمت قبل ری لند پس از این داستان بروی وبلاگ قرار می گیرد . از این پس طبق قول قرارمون در روز دانشجو سعی می کنیم تا ری لند را هر پنجشنبه بروی وبلاگ قرار دهیم . شما هم اتفاقات کوچیک و بزرگ دانشگاه را به ما اطلاع دهید تا خبرنگار افتخاری صدای دانشجو باشید ...

متن داستان در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت توسط |

داستان ری لند (2)

قسمت دوم : کودتای ری مخمل

نزدیک به پایان دوره اول حکومت قاضی سعیدالدوله در سرزمین ری لند بود . بی کفایتی وی در اداره ی اراضی تحت سلطنتش باعث شده بود که در مورد عزل وی گمانه زنی های بسیاری گردد . وی که حکومت خود را در خطر می دید یاران دست به پاچه ی خود را فرا خواند و شورایی بر پا کرد که نهایت در این شورا به این نتیجه رسیدند که طی نمایشی احوالات اهالی ری لند را خوب و شرایط را برای ادامه زندگی در ری لند مطلوب نشان دهند . در همین راستا جان بر کفان حاکم ؛ قاضی سعیدالدوله مجریان این عملیات شدند ؛ آنها کسی نبودند جز یابوسوار چگونه ، رزم آور و طاس میرزا !!!

 

ادامه داستان در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت توسط |

امروز اولین قسمت سری جدید داستانهای طنز ری لند را در اختیار شما دانشجویان محترم گذاشتیم و امیدواریم که مورد قبول واقع شود :

 

بنام حق

"ری لند"

داستان اول : مثلث عذاب

روزی روزگاری در سرزمینی دور افتاده و جدایی طلب به نام ری لند مردمانی زندگی می کردند ، که البته به این کاری نداریم و مهم اینه که هنوزم زندگی می کنند و ما قراره زندگی این روزهای اهالی ری لند را برای شما تعریف کنیم :

ادامه داستان در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت توسط |

برادران همیشه در پس صحنه  ضمن اعلام برائت از اینگونه مراسمها به نشانه اعتراض قصد ترک  مراسم را داشتند که متاسفانه  چون موضوع مراسم خیلی خیلی تاپ بود در صندلی های ردیف اول نشته و از مطالب نت برداری نمودند به طوری که بدلیل ازدیاد سوالات خصوصی برادران مراسم 30 دقیقه تمدید شد؟!!!! ( البته بعدا برادرا هماهنگ کردن که تو متن بیانیه شون بزنن که اونا همون اول مجلس مراسم رو اونقدر ترک کردن که حتی از شهر هم خارج شدن.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت توسط شورای نویسندگان |

نبودین ببینین در عدم وجود حراستی هایی که رفته بودن سر امتحان به عنوان مراقب چه جولونی( joloon ) می دادیم. سیگار بود که پشت سر هم روشن می کردیم Best Of Winiston   بود که برقرار می شد در دانشگاه البته Fashion  کنت لایت و ماربورو هم بود.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت توسط شورای نویسندگان |

راستی این مرتیکه خراسانک کجاست؟

معظم السلطنه: داره ویالون میزنه!!!

نوالدوله: اون مرتیکه فرق چوب جارو با تانک نمیدونه چیه تو میگی داره ویالون میزنه؟

معظم السلطنه: نه قربان این یه مدل دیگشه. والا از وقتی شما رفتی دیگه پشت بچه ها خالی شد همه رو کم کم انداختن بیرون " خراسانک هم از وقتی رفته تو سیستم شوتینگ " افتاده به کار ویالون زنی و کوک کردن ذغال و دم کردن چایی تلخ و گوش دادن آهنگ مرا ببوس!!!!

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط شورای نویسندگان |

واقعا عجب دونیایی ( شاید هم دنیایی ) شده " آدم از فردای خودش خبر نداره! انگار همین دیروز بود که پیش از عید !!! شکم خودمو صابون زدم برای نوشتن سری جدید داستانهای ری لند که قرار بود نقش اولش مرد رو بدم معظم السلطنه بازی کنه ( به هیچ کسی هم مربوط نیست نقش مقابل زن رو کی قرار بود بازی کنه !!!  اما هرچی بود قرار بود نقشی مشابه شارون استون تو فیلم غریضه اصلی داشته باشه؟!!!!)

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت توسط شورای نویسندگان |

 تو را می ستاییم ای سزاوار ستایش که در میان کشور ها ایران را آفریدی،

 تا شهبانوی کشورها شود .

البرز ِ بالا بلند را آفریدی تا آرش کمانگیر تیرش را از فراز آن بپراند و مرزهای ایران را تا فراسوی پندار بگستراند.

الوند برف پوش را آفریدی تا فر شاهنشهی را در  گنج نامه ی خود جاودان نگه دارد.

زاگرس سخت گذر را آفریدی تا دشمن از ایران دور بدارد.

رود ارس، و کارون فراخ بستر، و خلیج همیشه پارس را آفریدی تا ایران را جاودان بالنده بگردانند.

درآستانه ی سال نو ترانه ی ستایش ما را که از ژرفای دل فراز می شود بشنو و خواست هایمان را برآورده ساز.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

سیاهی تا کجا تا کی؟ ، تباهی تا کجا یارا؟

چرا کس در نمی یابد ، خزان و مرگ گلها ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

 یه روز اون قدیم ندیما

 یه سری آدم بیچاره بودن تو یه دهات

توی این دهات یکی بود که میخواست اهالی رو از بدبختی نجات بده

یه نقشه گنج افتاد دستش

قسم خورد که گنج رو پیدا کنه تا همه خوشبخت بشن

راه افتاد توی بیابون و ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

نوالدوله در بلاد ری هوس همه چیز کرد. غیر از ابادانی این ملک .ازجمله این هوسها بنابر قول اکبر الورازش ریاست تفریح خانه سلطنتی....

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

لطفا پس از مطالعه نظر خود را در مورد ادامه و یا عدم ادامه داستانهای ری لند در بخش نظر سنجی وارد نمایید.

میگویند روزی در محفلی دوستانه نورلدوله روی به عظمت السلطنه کرد و گفت . راستی فکرش را هم نمیکردی چنین راحت بشود بر خر مراد سوار شد و راند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

اورده اند که چون نورالدوله اوضاع حکومت خود در ری را بحرانی دید .دست به اقدامات متعدد زد واز هر چیز و هرکس مایع گذاشت تا ماندگاریش در بلاد ری به حکومت مستعجل تبدیل نشود در همین راستا به ملک عبدالله جعفر قلی خانی مرقومه ای نوشت ....

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

دوستان با توجه به اینکه داستانهای ارسالی برخی از عزیزان در مورد ری لند از جذابیت حاصی برخوردار بود آنها را زودتر از موعد اعلام شده منتشر می نماییم.

نورالدوله.از مهاجرین روس است.اجدادش از روسیه به ایران مهاجرت داشته اند ومدتی در اردبیل سکونت داشته اند

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

دانشجویان عزیز خوشحال هستیم به اطلاع برسانیم که از اول مهر ماه سری داستانهایی با عنوان ری لند ( rey land ) در هر پنج شنبه روي وبلاگ قرار خواهد گرفت كه تمامي افراد و سرزمين داستان غير واقعي بوده و به هيچ وجه ارتباطي با دانشگاه و رييس و ديگران ندارد.

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

 

مشت می کوبم بر در

پنجه میسایم بر پنجره ها

من دچار خفقانم، خفقان !

من به تنگ آمده ام از همه چیز!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

پوريا خسروفر                                                                        

 

آنجا كه قلم بخشكد فاجعه اي زاده مي شود...!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

سین فر                                                                 

 

چند روز پیش خبری را شنیدم که یکی از نمایندگان اصول گرا اعلام کرد که طرحی را میخواهند

 

به مجلس  ارائه دهند با عنوان" سهمیه جنسی" ! واژه ای نا آشنا در کنار سهمیه های آشنا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

  

"مرتضی قربانی افتخار" دانشجوی مقطع کادانی الکتریک، عضو فعال انجمن های علمی

 

مهندسی برق ،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |

در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس دوزی در نیویورک آمریکا

 

به خیابان‌هاریختند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت توسط شورای نویسندگان |